اطلاعات طلایی، شخصـیتی ممتاز

22 علت منطقی برای ترک سیگار

نوشته: مسعود نودوشنی | تاريخ : 6:04 PM - پنج شنبه 29 اسفند 1392 | نظر (0)

0
شما را به جان مادرتان، به این ۲۲ دلیل سیگار نکشید!
افراد سیگاری نه تنها سـلامـتـی خـود را در مـعـرض انــواع بیماری های خطرناک قرار می‌ دهـنـد، بـلـکه بـاعث رنجش و آزرده خاطر شدن اطرافیانشان می گردند. متأسفانه امـروزه برخی افراد سیـگار کـشـیـدن را نشانـه بلـوغ و یـا حتی «کلاس» خود محسوب می کنند و با پـک زدن هـای آنچنانی سعی در خودنمایی و فخرفروشی دارند.

عوارض و صدمات ناشی از استعمال سیگار تقریـبـاً بـرای همگی ما آشکار و معلوم است امـا در ایـن بـخـش بـه ۲۲ دلیل مهم برای ترک سیگار اشاره می کنیم:

۱ - ظاهر آراسته تر با حذف لکه های روی انگشتان و دندانهایتان.
۲ - حذف بوی بد دهان ناشی از کشیدن سیگار و تنفس راحت تر.
۳ - حذف بوی سیگار از لباس، مو، و بـدنـتـان و تـمـام وسـایـلـی که با آنها سروکار دارید.
۴ - پیشگیری از پیدایش چین و چروک  زودرس در پوست صورتتان.
۵ - حذف مشکلات تنفسی از قبیل: خس خس حین تنفس، سرفه ، برونشیت مزمن، و از همه مهمتر سرطان ریه.

 
——————————–

6 - بازیافت دوباره حس بویایی و چـشایی کـه بـر اثر استعمال سیگار از حساسیتشان کاسته شده است. دوباره طعم واقعی غذایتان را احساس خواهید کرد.
۷ - احساس سرزندگی و شادابی دوباره در زندگی، افزایش قوای جسمانی.
۸ - خواب بهتر و راحت تر.
۹ - کاهش خطرات بیماری های قلبی ، نـفـخ، فـشـارخـون بـال ا، تـپـش قـلـب، زخـم مـعده ، برگشت اسید معده، سرطان دهان و تعداد بیشماری از سرطان های گوناگون .
۱۰ - کاهش بیش از ۵۰ بیماری و عارضه های گوناگون.


——————————–
11 - دوباره کنترل رفتار خود را به دست خواهید آورید و با رهایی از زنـدان اعـتـیـاد بـار دیگر حس آزادی را باز پس خواهید گرفت.
۱۲ - کاهش خطر آسیب رسیدن به نوزاد در زنان باردار.
۱۳ - افزایش طول عمر (افرادی که به طور مستمر سیگار می کشند به طور متوسط ۱۶ سال از عمر خود را از دست می دهند. )
۱۴ – فراهم آوردن یک محیط سالم و سلامت برای کودکان وتمام افرادی که با آنان زندگی می کنید.
۱۵ – الگوی مناسبی برای فرزندانتان خواهید بود.
 

——————————–
16 - حذف هـزیـنـه هـای خرید سیگار که قابل توجه بوده و می توان آن را صرف امور بهتری کرد.
۱۷ - رهایی از صدها ماده سمی و سرطان زای موجود در سیگار.
۱۸ - تردد و مسافرت به وسیله قطار، هواپیما و اتوبـوس بـرای شـما و دیـگر افراد سهل تر و دلپذیرتر خواهد شد.
۱۹ - دیگر در محل کارتان مجبور نیستید برای سیگار کشیدن از اتاق خارج شوید!
۲۰- بـا تـرک ایـن عـادت نـادرسـت اعـتـمـاد بـه نـفس  خود را افزایش دهید و به اراده خودتان ببالید.
۲۱ - از دنبال جا سیگاری گشتن خلاصی می یابید.
۲۲ - از آن مهمتر دیگر نیازی به مطالعه دوباره این مقاله نخواهید داشت.



 

داروها و مکمل های جنسی حملات قلبی را افزایش میدهد

نوشته: مسعود نودوشنی | تاريخ : 6:01 PM - پنج شنبه 29 اسفند 1392 | نظر (0)

0
تحقیقات پزشکی نشان می دهد مصرف مکمل های جنسی به میزان زیادی افراد را در معرض حملات قلبی قرار می دهد.محققان بیماریهای واگیر در دانشگاه کالیفرنیا و لوس انجلس با برسی بیش از 55 هزار مرد دریافتند افرادی که از مکمل های تستسترون در مدت 90 روزاستفاده  می کرده اند به میزان زیادی در معرض حملات قلبی قرار گرفته اند.
 
میزان حملات در افراد بالای 65 سال دوبرابر بوده است.این گزارش می افزاید مردان زیر 65 سال که سابقه بیماری قلبی داشته اند به میزان سه برابر دچار حملات قلبی شده اند.تستسترون نقش سازنده ای در تولید میل جنسی افراد دارد.جبران این هورمون به صورت دارویی و خوراکی در داروخانه ها موجود می باشد.دکتر استیو نیسن متخصص قلب کلینیک کلولند می گوید.
 
مکمل ها تاثیرات زودهنگامی روی افراد می گذارد ولی ما چیز زیادی در خصوص تاثیرات بلند مدت آن در بدن نداریم.ویاگرا به طور گسترده دارد تبلیغ می شود.430 میلیون نفر استفاده کننده دارد.سازمان غذا و دارو می گوید.یکی از فرضیه ها این است که تستسترون باعث لخته شدن خون در شریانهای اصلی قلب شده و موجب بروز حمله قلبی می گردد.



 

فالگیرها چگونه از گذشته و آینده ما خبر می دهند؟

نوشته: مسعود نودوشنی | تاريخ : 5:55 PM - پنج شنبه 29 اسفند 1392 | نظر (0)

0

موجوداتی که در عالم ماده زندگی می‌کنند و با عالم غیب و مجرد بیگانه‌اند، همواره علاقه‌مند بوده‌اند که به ماورا و به عالم غیب دست پیدا کنند و از گذشته و حال و آینده ی دیگران و البته آینده ی خودشان اطلاعاتی به دست بیاورند.

 

اصولا این که قرار است در آینده چه اتفاقاتی برای انسان بیفتد و چه شود و چه نشود، همیشه یکی از بزرگترین دغدغه های بشر بوده و برای یافتن جواب این سوال، دست به کارهای عجیب و غریب و ورود کردن به علوم غریبه زده اند.

فال و فالگیری، یکی از روش هایی است که امروز در همه جای دنیا بسیار مورد توجه است و یکی از بزرگترین علاقه مندی های مردم به شمار می آید. خیلی ها به آن اعتقاد دارند و زندگی و برنامه ریزی هایشان را بر مبنای این حدس و پیشگویی ها قرار می دهند.

عده ای هم که این علاقه مندی را دیده اند، دکان باز کرده اند و آتش بیار معرکه شده اند و با ورود به این دنیای جذاب و هیجان انگیز، ساده دل ها و زودباورها را دور خودشان جمع کرده اند.

هیچ کس به درستی نمی داند که فال و فالگیری از چه زمانی به زندگی بشر وارد شد اما تاریخچه فالگیری به مردم منشعب از اقوام آریایی برمی گردد. امروزه این پدیده به اکثر نقاط دنیا راه پیدا کرده است اما هیچ جای شکی نیست که شرقی ها، طرفدار پر و پاقرص این جریان هستند.

در کشور خودمان هم اعتقاد به فال و فالگیری، پیشینه ای طولانی دارد اما بیشتر از نیم قرن نیست که کاسب کارها به این عرصه ورود کرده اند و احساسات و آینده مردم را به بازی گرفته اند. امروز در مملکت خودمان فال هایی چون فال حافظ، فال انبیاء فال تاروت، فال قهوه، فال چوب، فال ازدواج، پاندول ، فال ستارگان ، فال تیله، فال نخود و … رواج دارد و هر کدامشان مشتری های پر و پا قرص خودشان را دارند…

اپیزود اول: معرفی توسط معرف

هر چه اصرار می کنم فایده ندارد. برای گرفتن وقت، خودم نمی توانم مستقیم با فالگیر هم صحبت شوم و باید این پروسه از طریق معرف شروع شود.

اگر پایتان به این مسئله یعنی فال و فالگیری باز شده باشد، حتما می دانید که اولین، بزرگترین و مهمترین مرحله، مرحله معرفی توسط معرف است. کم هستند فالگیرهایی که پیش از این که بهشان مراجعه کنی چیزی درباره ات ندانند.

معرف، یکی از حیاتی ترین نقش ها را برای فالگیر بازی می کند و اگر نباشد، یک جای کار فالگیر لنگ می زند. وقتی از کسی که فالگیر را معرفی کرده می خواهی که برایت وقت بگیرد، یک سری اطلاعات اولیه از تو به فالگیر می دهد و همین اتفاق، باعث می شود که فالگیرِ قصه ما، از صفر کارش را شروع نکند.

معرف خیلی نامحسوس، اطلاعاتی از تو و زندگی فعلی ات می گیرد بدون آن که بدانی قرار است تمامی آنها را به فالگیر مزبور گزارش دهد!

معرف، دو سه سوال دوستانه کلی می پرسد و در همان دو سه سوال، اطلاعات جامعی از گذشته و حالت به دست می آورد. برای این که بفهمی این سوالات دوستانه که بیشتر شبیه صحبت های معمول برای ایجاد صمیمیت است تا چه حد به فالگیری ربط دارد کافیست اطلاعات نادرست به معرف بدهی. کاری که انجامش می دهم!

اپیزود دوم: محل قرار

اگر فالگیری به عنوان یک شغل رسمی مطرح می شد، حتما دکانی، مغازه ای، پاساژی چیزی بهشان اختصاص پیدا می کرد. اما الان که این شغل کاذب بیشتر جنبه تفریحی دارد، هر کجا که مشتری ها بیشتر پیدایشان بشود، آنها هم همانجاها مستقرند.

مشتری های فالگیرها از همه قشری هستند اما چیزی که واضح است این است که اقبال و اعتماد خانم ها به این قضیه همیشه بیشتر بوده و هست و خواهد بود.

از آنجا که مشتری ها اکثرا زن هستند و اغلب از بانوانِ با فراغتِ بیشتر، فالگیرها محل هایی را انتخاب می کنند که می دانند خانم ها در آنجاها زیاد رفت و آمد می کنند؛ مثل مزون ها و آرایشگاه ها.

گاهی یک آرایشگاه می شود محل ثابت یک فالگیر و مشتری ها می دانند که فلان روز و فلان ساعت این فالگیر محترم در آنجا حضور دارد و وقت می گیرند و می روند پیشش.

بعضی وقت ها هم یک فالگیر که جای خاص و پاتوق مشخصی ندارد، شرط می گذارد که مثلا اگر ده نفر بشوید که فال می خواهید، می آیم خانه تان. ده نفر دور هم جمع می شوند و سر یک ساعت خاص قرار می گذارند و فالگیر سیار برای پیشگویی آینده و پس گوییِ گذشته، زحمت می کشد و می آید خانه.

مشتری هایی که برای بار اول مراجعه می کنند که همان معرف را لازم دارند اما مشتری های بار چندم، برای فالگیر اکازیون محسوب می شوند. چرا که دیگر قرار نیست انرژی برای دانستن گذشته و حال یک فرد بگذارند و با خیال راحت آینده را سر هم می کنند!

اپیزود سوم: شروع فال

محل فالگیری این بار یک آرایشگاهِ آنچنانی است. از آن آرایشگاه ها که اگر کسی معرفی ات نکرده باشد سخت می توانی واردش بشوی و اعتماد کارکنانش را جلب کنی.

لازم نیست بیاید و خودش را معرفی کند تا از بین ده خانمی که آنجا هستند بفهمی او فالگیر است. ظاهری که برای خودش درست کرده، کاملا زمینه فعالیتش را مشخص می کند. شاید همین ظاهر، در تحت تاثیر قرار دادن فالگیرنده موثر باشد که واقعا هم هست!

«شخصی که می خواهد فال بگیرد باید با فال گیر تنها باشد». این نکته ای است که فالگیر محترم پیش از هر حرف و حدیثی گوشزد می کند و یک نفر را می فرستد توی اتاق برای فالگیری. توجیهش هم این است که انرژی افراد با هم قاطی می شود و امکان تشخیص درست را از فالگیر می گیرد! لابد این که اتاقی تودرتو را انتخاب کرده برای فالگیری که برای بیرون رفتن از آن باید سه در بسته را باز کرد هم به دلیل همان عبور و مرور و تاثیرات انرژی هاست!

اپیزود چهارم: گذشته ای که بود، آینده ای که هست

فالگیری که انتخاب کرد ه ام همه فن حریف است! چند گزینه پیش رویم می گذارد تا یکی از آنها را انتخاب کنم. قهوه، ورق، حافظ، تاروت…

آخرین کلمه ای که می گوید را انتخاب می کنم و قرار می شود تاروت آینده ام را برایم روشن کند!

می رود و کارت های تاروتش را می آورد. کارت های تاروت در قدیم وسیله بازی تلقی می شدند و از سال 1800 میلادی به این طرف، رواج پیدا کرده اند. پنجاه شصت تا کارت است که از بس استفاده شده اند رنگ و رو و گوشه شان رفته و چیز زیادی ازشان نمانده. هر کدام یک شکل رویشان کشیده شده و زیرش کلمه عجیب و غریبی نوشته و لابد هر کدامشان معنی خاصی دارند. کل کارت ها را می دهد دستم و می خواهد که نیت کنم و بر بزنم. کارت ها را پشت و رو می کنم و زیر و رویشان می کنم و می دهم دستش.

کارت ها را از رو می گیرد و چهارتا می گذارد روی میز. چینش ورق های تاروت است که پاسخ یک پرسش خاص را مشخص می کند و شکل هایی که می آید، روند پاسخگویی را تسهیل می کنند.

پیش بینی اش سخت نبود. اطلاعات اولیه که مثلا با شروع کارت گذاری رو می شوند، تغییر شکل یافته همان اطلاعاتی است که به معرف داده شده اند.

وقتی اطلاعات اولیه را با گذاشتن چند سری کارت می دهد و تایید تو را می گیرد و حس می کند به او اعتماد پیدا کرده ای و فهمیده ای که توانایی دارد گذشته و حالت را از توی این کارت های عجیب و غریب غیب گویی کند، می رود سراغ آینده.

از من بپرسی می گویم روانشناس های خوبی هستند. یا اگر روانشناس نیستند آن قدر تجربه دارند که بدانند چه چیزی را کی بگویند و در برابر واکنش های تو چطور عمل کنند که سرخورده نشوی و راه پیشگویی شان را نبندی. چرا که یکی از مهمترین عوامل موفقیتشان این است که از لابه لای حرف های تو و از ری اکشن هایت، چیزهایی که می خواهند بگویند را در بیاورند و این وسط اگر شانس هم یارشان باشد که چه بهتر!

سعی می کند از چیزهای کلی بگوید و همین کلی گویی باعث می شود کسی که برایش فال می گیری و اعتقاد هم دارد، در ذهنش بگردد و تعمیمش بدهد به کسی یا چیزی. آینده ای که حدس می زند چیز خارق العاده ای نیست:

از کسی که «الف و ر» در اسمش دارد باید بترسم و از او دوری کنم چون حسود است و به من ضرر می رساند. مادرم به همین زودی ها راهی دکتر می شود که نباید نگران باشم چون مسئله جدی ای نیست. با برادرم یک دعوای کوچک خواهم کرد که او بعدش می آید و عذرخواهی می کند. خبر خوشی تا آخر سال می شنوم که نباید گولش را بخورم چون دروغ است! یک پیشرفت شغلی خوب در آینده برایم اتفاق می افتد. یکی از همکارهایم زیرآبم را می زند که موفق نمی شود و سر خودش به سنگ می خورد. پولی از جایی که انتظارش را ندارم می رسد و آن قدر هست که بتوانم یک تحول بزرگ در زندگی ام ایجاد کنم! بختم را هم بسته اند و به همین خاطر است که خواستگار ندارم و اگر بخواهم بختم باز بشود کسی را دارد که این کار را انجام بدهد فقط کمی هزینه اش بالاست!

همه اینها به اضافه چیزهای دیگر را کارت های عجیب و غریب و البته حرف هایی که از لابه لای حرف های خودم و اطلاعاتی که به او داده ام در می آورد و هر بار که تاییدم را می بیند کیفش کوک می شود و کارت بیشتری می گذارد و جمله های امیدوار کننده بیشتری را تحویل می دهد.

اپیزود پنجم: پایان پته ریزی روی آب و پرداخت فی

وقتی کارش تمام می شود که همه کارت ها را پخش کرده روی میز و به قول خودش پته مرا ریخته روی آب! گذشته و حال که همان هاییست که قرار بود بداند و آینده هم چیز خاصی نبود که نشود حدسش زد. حرف های امیدوار کننده از آینده باعث می شود کسی که فالش گرفته شده خوشحال و خندان و با رضایت هر چه تمام تر پول فالگیر را بدهد و حتی مشتری بشود.

چون آشنا هستم و معرفم خیلی سفارشم را کرده، برای چیزهایی که شنیده ام و آینده ای که رو شده باید فقط پنجاه هزار تومان بپردازم که این مبلغ اقلا نصف مبلغی است که اگر آشنا و سفارش شده نبودم باید می پرداختم.

می آیم بیرون و به این فکر می کنم که اگر واقعا به این حرف ها اعتقاد داشتم، از همین الان باید با چند دوست قطع رابطه می کردم و زیرآب چند همکار را می زدم و نگران چه اتفاق هایی بودم و چه انتظارها می کشیدم برای موقعیت شغلی خوب و پولی بادآورده و خبر خوشی که تا آخر سال به گوشم برسد…




 

فال خود را از روی موسیقی مورد علاقه ببینید

نوشته: مسعود نودوشنی | تاريخ : 5:53 PM - پنج شنبه 29 اسفند 1392 | نظر (1)

1

قبل از اینکه ادامه رو بخونی یکی از سازهای زیر رو انتخاب کن:

سنتور…..گیتار….. پیانو….سه تار….ارگ….ویلون…..دف… آکاردئون…شیپور

 

سنتور:
رفتار شما بسیار دلنشین است اما گاهی دیگران را از خود می رنجانید و این به دلیل شرایطی است که برای شما به وجود می آید. همیشه فکر می کنید که دیگران شما را درک نمی کنند اما این قضاوت در برخی موارد اشتباه است.یک نکته ی مهم دیگر این است که برای رسیدن به مقصد باید صبر پیشه کنید و جالب تر آن که خود نسبت به این موضوع آگاه هستید.

گیتار :
به اصطلاح شما فردی سرزنده و فعال هستید.در ارتباط خود با دیگران به دنبال واژه های درشت نمی گردید. شاید گاهی برای صحبت کردن از احساسات خود دچار مشکل می شوید ولی سعی کنید تا از آنچه هستید راحتتر باشید.کلام شما ساده اما دلنشین است و یکی از ویژگیهای شما آن است که اگر کسی را دوست بدارید نمی توانید به راحتی او را فراموش کنید. روابط اجتماعی مناسبی دارید و به شب های پر ستاره علاقه مندید.

پیانو:
شما شخصیت آرامی دارید.تفکر منحصر به فرد شما، شما را از دیگران متمایز می کند.آرزوهای شما یا خیلی دور هستند یا خیلی نزدیک وبین این دو ستاره ای از آرزو برای شما چنان نمی درخشد که نظر شما را جلب کند. تخیل زیبایتان توانایی آنرا دارد تا به حقیقتی دست یافتنی و ملموس تبدیل شود حتی اگر دیگران آن را تأیید نکنند.

سه تار:
اندیشه های عارفانه ای دارید.به آینده بسیار می اندیشید وآن چه در اطراف شما می گذرد برای شخصیت شما اهمیت کمتری دارد.در اثبات حسن نیت خود سعی و تلاش می کنید ودر بعضی مواقع دست از آن برمی دارید. انسان مستعدی هستید و این به آن معناست که با کمی تلاش می توانید به قله های دست نیافتنی، برسید.البته بسیار خیال پرداز نیستید و دنیای ذهنی شما یک دنیای دست یافتنی است.

ارگ:
شما یک فرد کاملا״ احساساتی هستید.با آنکه در بعضی مواقع آنرا بروز نمی دهید اما به این فکر می کنید که آیا کسی که دوستش دارید نیز به شما می اندیشد؟ بدانید که او نیز شما را تا حد امکان دوست دارد.حس و نوع عشق شما از عشق های صادقانه است که شاید برای کمتر کسی اتفاق بیفتد.

ویلون:
شما فردی بسیار زیرک و باهوش هستید و متوجه نکاتی می شوید که دیگران از آنها غافلند. به زبان ساده یعنی مو را از ماست می کشید .باید در مسیر زندگی خود پا پیش بگذارید تا بتوانید موفق شوید و قبل از انجام هر کاری درباره ی آن بیندیشید تا موقعیت های خوب را شکار کنید. غرور شما قسمتی از شخصیت شماست پس نه به راحتی آنرا زیر پا بگذارید و نه آنرا سر سختانه برای خود حفظ کنید.خوشبختی شما در گرو استفاده ی به موقع از لحظه هاست، لحظه و زمان را از دست ندهید.

دف:
از ارتباط با خداوند لذت می برید و این امر نشأت گرفته از اندیشه های عارفانه ی شماست . در ذهن و افکار خود به سیر و سفر می پردازید و این سفر نه به معنای سفر از شهری به شهر دیگر، بلکه از عالمی به عالم دیگر است. شما دوست دارید که در آن عالم لحظاتی را سپری کنید، در آنجا بغض خود را بشکنید و خالصانه با خدای خود حرف بزنید. شاید فکر می کنید خدا شما را فراموش کرده است اما خدا بندگانش را هرگز فراموش نمی کند.

آکاردئون:
وجود شما سراسر از عشق است و شما عاشق دوست داشتن هستید.آنچه که شما گم کرده اید و به جستجوی آن می پردازید درون شما وجود دارد.به اطراف خود بیشتر توجه کنید، گم کرده ی شما بسیار نزدیک به شماست، سعی کنید مهار زندگی خود را در دست داشته باشید تا آن را بیشتر رام کنید.

شیپور :
شما یک انسان خوش نشین هستید. دیگران فکر می کنند به راحتی می توانند به درون شما پی ببرند اما به واقع خلاف این موضوع است. با آنکه به طور غیر مستقیم در حل مسائل خود از دیگران کمک می گیرید اما سعی کنید تا از اندیشه های دیگران نیز به طور مستقیم بیشتر استفاده کنید

 




 

مشکلات و خطرات پوشیدن شلوارهای تنگ و چسبان

نوشته: مسعود نودوشنی | تاريخ : 1:08 PM - جمعه 2 اسفند 1392 | نظر (0)

0

قدرت باروری همیشه موضوع داغ محافل علمی بوده،‌گاه و بیگاه محققانی عوامل محیطی موثر بر باروری و سلامت بدن را مورد بحث قرار می‌دهند. چنان که در یکی از تحقیقات اخیر تاکید شده پوشیدن شلوارهای فاق کوتاه و چسبان، جریان خون دستگاه تناسلی را مختل می‌کند.

همین یک جمله کافی بود تا باعث شود نظر یکی از بر‌ترین متخصصان نازایی را در این زمینه و مسائل مشابه آن جویا شویم تا حقیقت و شایعه از هم جدا شود.

شلوارهای تنگ عفونت‌ها را تشدید می‌کند

یکی از مشکلات شایعی که شلوارهای تنگ برای خانم‌ها ایجاد می‌کند عفونت‌های قارچی است. این شلوار‌ها مانع از تبخیر می‌شوند و وقتی ناحیه تناسلی مرطوب باشد احتمال بروز عفونت‌های قارچی از قبیل «کاندیدیاز» بیشتر می‌شود. علاوه براین، عفونت‌های میکروبی ناحیه مقعد در محیط مرطوب راحت‌تر می‌توانند به قسمت جلو بیایند و تکثیر پیدا کنند.
از طرف دیگر این شلوار‌ها به علت سایشی که با ریشه مو‌ها دارند بخصوص موهایی که قبلا اپیلاسیون شده‌اند و کوتاه هستند، ممکن است باعث ایجاد عفونت در ریشه مو‌ها شوند. این عفونت «فولیکولیت» نام دارد و به صورت جوش چرکی دردناک خود را نشان می‌دهد.

لباس زیر تنگ هم نپوشید

لباس زیرهای تنگ و آنهایی که از جنس شیمیایی هستند معمولا ظاهر قشنگتری دارند اما تنگ بودن و عدم امکان بخار شدن رطوبت و جنس‌های شیمیایی به کار رفته در آن‌ها می‌توانند شما را به دردسر بیندازند. الیاف طبیعی مانند پنبه معمولا خلل و فرج کوچکی دارند که اجازه می‌دهند رطوبت تبخیر شود اما این خلل و فرج در الیاف شیمیایی یا کم هستند یا اصلا وجود ندارند بنابراین عفونت‌ها تشدید می‌شوند.
علاوه براین مواد شیمیایی به کار رفته در آن‌ها ممکن است حساسیت‌زا باشند. درکل لباس زیرهای تنگ می‌توانند فولیکولیت یا‌‌ همان عفونت ریشه مو و سایر عفونت‌ها را تشدید کنند.

شستن لباس زیر راه و رسم مخصوص دارد

هر بار که لباس زیر یا هر لباس جدید دیگری خریداری می‌کنید باید آن را قبل از استفاده بشویید. اگر جنس لباس از نخ باشد می‌توانید آن را با درجه حرارت بالا حدود ۸۰ تا ۹۰ سانتی‌گراد بشویید اما بیشتر الیاف شیمیایی در این دما فرم اولیه و حالت کش دارشان را از دست می‌دهند بنابراین این لباس‌ها را بهتر است برای اولین بار در دمای ۴۰ تا ۵۰ درجه شست‌وشو دهید.

نکته دیگر اینکه لباس‌های زیر را قبل از شست‌وشو از سایر لباس‌ها جدا کنید و لباس زیر هر گروه سنی و جنسی را جدا از هم داخل ماشین لباسشویی بیندازید. پس از شست‌وشو نیز بهتر است آن‌ها را جلوی آفتاب خشک کنید. در صورت امکان قسمت وسط آن‌ها را نیز اتو بکشید.

هر یک ساعت از جای خود بلند شوید

نشستن‌های طولانی مدت و بی‌حرکت می‌تواند احتمال ایجاد عفونت‌های قارچی را در خانم‌ها بیشتر کند، به همین دلیل توصیه می‌شود خانم‌هایی که شغل‌های پشت می‌زی دارند و مجبورند ساعت‌های طولانی در یک مکان بنشینند همیشه همراه با خود محلول شست‌وشو بانوان داشته باشند و یک یا دوبار در روز از آن استفاده کنند یا اینکه اگر ممکن است در هر ساعت یک بار حداقل از جای خود بلند شوند و برای ۵ دقیقه راه بروند. این راه رفتن خود باعث تهویه و کاهش احتمال عفونت می‌شود.

گرمای زیاد، واریس و بواسیر را تشدید می‌کند

گرما به اندازه‌ای که برای آقایان مضر است برای خانم‌ها خطر ندارد. برخلاف تخمدان‌ها در خانم‌ها، بیضه‌ها در آقایان خارج از بدن قرار دارد و دمایشان باید کمتر از ۳۷ سانتی‌گراد باشد. با این حال استفاده از درجه حرارت بالا برای خانم‌ها نیز توصیه نمی‌شود. از این لحاظ که بالا رفتن درجه حرارت معمولا باعث می‌شود رگ‌های پا نیز درجه حرارتشان بالا رود و درنتیجه هم در ناحیه تناسلی و هم در سطح پا‌ها احتمال ایجاد واریس افزایش می‌یابد.

این واریس‌ها حتی ممکن است در بارداری با خونریزی همراه باشند. استفاده از صندلی‌های گرمکن‌دار اتومبیل نیز اگر مکرر و طولانی باشد می‌تواند واریس و بواسیر را در خانم‌ها تشدید کند بنابراین بهتر است گرمکن همیشه روشن نباشد و به مدت زیاد استفاده نشود. درمقابل گرما، سرما بتنهایی مشکلی برای ناحیه تناسلی خانم‌ها ایجاد نمی‌کند.




 

هر انگشت از دستتان چه چیزی را بیان می کند؟

نوشته: مسعود نودوشنی | تاريخ : 1:06 PM - جمعه 2 اسفند 1392 | نظر (0)

0

آیا تا کنون بطور دقیق به انگشتان دستان خود نگاه کرده اید؟

تا به حال فکر کرده اید که به کدامیک علاقه بیشتری نسبت به بقیه دارید؟

با دقت نگاه کنید، سپس توضیح مربوط به آن را بخوانید.

 انگشت شماره ۱
 این انگشت نماد مسایل مادی و ثروت است و کسانی که این انگشت را انتخاب میکنند، اقتصاد دانان خوبی هستند و معمولا از نظر مالی در وضعیت خوبی قرار دارند.

 انگشت شماره ۲
 این انگشت نماد کار میباشد و اشخاصی که به این انگشت اهمیت بیشتری میدهند انسانهای کاری هستند و بطور کلی وجدان کاری خوبی دارند و موفقیت زیادی در کارها دارند.

 انگشت شماره ۳
 این انگشت میزان اهمیت به خود فرد را نشان میدهد، افرادی که این انگشت را انتخاب میکنند، در مورد همه چیز اول به خود اهمیت داده و تا حدودی خودپرست و خودخواه هستند.

 انگشت شماره ۴
 این انگشت نماد محبت و عشق است و کسانی که این انگشت را انتخاب میکنند، انسانهای احساساتی و عاطفی هستند و همواره به دنبال محبت و خوشحال کردن دیگران هستند.

 انگشت شماره ۵
 این انگشت نماد خانواده و فرزند هست و کسانی که به این انگشت علاقمند هستند، افرادی هستند که به خانواده پایبند بوده و به زندگی مشترک و بطور کلی روابط بین افراد اهمیت می دهند




 

خانم خانه دار برای ازدواج بهتر است یا خانم شاغل؟

نوشته: مسعود نودوشنی | تاريخ : 11:38 AM - یک شنبه 20 بهمن 1392 | نظر (0)

0
در ایام قدیم، جوانی بود خوش قامت و خوش قد و بالا و قوی هیکل که از صبح تا شب کار می کرد و زحمت می کشید و سکه روی سکه می گذاشت به این امید که روزی همسری بگیرد در کدبانوگری یک؛ که از هر انگشتش هنری می بارد و وجودش خانه سرد او را گرم می کند.
 
روزگار می گذشت و جوان یک روز که سراغ سکه هایش رفت، دید انباش بسیار خردتر و ریزتر از آن چیزی است که گمان می کرده، لذا لیوان آبی که دستش بود را زمین گذاشت. زود دست به تصویر ابرک بالای سرش برد و با دلی اندک خون، به جای هنرهای ریخته شده از پنج انگشت همسر آینده اش، چارقدی سرش کرد و نشاندش پشت میزی تا او سکه روی سکه بگذارد.
 
اینچنین بر همگان مسجل شد این روزها دیگر فقط برای دختر خانم ها، شاغل بودن آقا داماد مهم نیست. دوره و زمانه اقتصادی و فرهنگی به سمتی چرخیده که خیلی از آقاپسرها هم برای ازدواج دنبال گزینه ای می گردند که بتواند پا به پای آنها خارج از خانه کار کند. هم گوشه ای از بار زندگی را بگیرد هم بتواند جایگاهی اجتماعی برای خودش کسب کند و هم وابستگی اش به مردش کمتر باشد.
 
متقابلا این تغییر نگاه فقط از طرف آقایان نیست و حتما دور و برتان می بینید که به همان اندازه، خانم ها هم کمتر خودشان را مسئول تمام و کمال امورات خانه می دانند یا لااقل بسیار بیشتر از مادرانشان توقع کمک و همکاری آقایان را در امر خانه داری دارند. نه نگرانی اقتصادی آقایان، نه توقع همیاری بانوان از شوهران، هیچ کدام عجیب نیست. دراین فرم جدید خانواده، فرم جدیدی که تا کردن با آن قاعده و قانون و آداب و اصول خاص خودش را دارد.

اینکه زن و شوهر هر دو شاغل باشند چه مزایا و معایبی در یک زندگی متاهلی دارد؟

شغل + 2

اگر قصد ازدواج دارید و نمی دانید بین خانم های شاغل دنبال همسر بگردید یا خانه دار، اگر ازدواج کرده اید و هنوز دو به شک اید، بهتر است خانه داری در پیش بگیرید یا به فکر پیدا کردن شغل و کسب درآمد و جایگاه اجتماعی باشید. با ما همراه شوید در مرور تهدیدها و فرصت های هر حالت! به هر حال انتخاب هر کدام این وضعیت ها، مزایا و معایبی در زندگی پیش رویتان می گذارد که می توانیدبه آن ببالید یا از آن بهراسید. زندگی متاهلی پیچیده تر از این حرف هاست و چنین نیست که در تمام لحظاتش به خاطر شاغل بودن خود یا همسرتان، با دمتان گردو بشکنید یا از بی کاری ظاهری خانه داری، مدام نک و ناله کنید.
 
فرصت ها

جر و بحث کمتر

آدم ها برای پر کردن نیازهای روحی - روانی شان نیاز دارند از منابع عاطفی مختلفی تغذیه کنند اما خانم های خانه دار - به خصوص اگر بچه نداشته باشند - معمولا تمام روز را در منزل به تنهایی سر می کنند و اینطوری توقعشان نسبت به شوهر بالا می رود. در واقع چنین خانمی از مردش می خواهد جور تمام نیازهایی که باید به طرق مختلف برآورده می شد را یک تنه به دوش بکشد. این مسئله می تواند منجر به دلخوری، نارضایتی و افسردگی هر دو طرف ماجرا شود.

آقا که بخش اعظم توانش را بیرون از خانه صرف کرده، حوصله یا انرژی کافی برای اینکه پای صحبت های همسری بنشیند که ساعت ها به انتظار او بوده ندارد. این مسئله برای زن و شوهرهای شاغل کمتر پیش می آید. خانم های شاغل از صبح کلی با همکارهاشان حرف زده اند، کارهایی کرده اند که بهشان احساس متخصص بودن داده، احتمالا با ارباب رجوع سر و کله زده اند، بابت فعالیت های مثبت یا منفی شان تحسین یا توبیخ شده اند و ... در نتیجه شب که به خانه می آیند، بسیار کمتر از خانم های خانه دار از همسرشان توقع دارند. حتی شاید حال و حوصله چندانی هم برایشان نمانده باشد و ترجیح بدهند اوقات فراغتشان را بیشتر به خودشان بپردازند و اغلب معاشرت ها و با هم بودن های دو نفره به تعطیلات موکول می شود.

به این ترتیب احتمال وقوع تنش در رابطه این زن و مرد پایین تر می آید (البته طبعا معنای این حرف این نیست که زن و شوهرهای شاغل کمتر از زوج هایی که در آن خانم خانه دار است، به پروپای هم می پیچند!)

وضع اقتصادی بهتر

در این روزگار وانفسای اقتصادی، واضح است که وضعیت مالی خانه ای که در آن به جای یک نفر، دو نفر کار می کنند و پول درمی آورند، به مراتب بهتر و مطلوبتر است، ضمن اینکه برخی معتقدند زن هایی که کار بیرون می کنند، به ارزش پول واقف ترند و ضمنا فرصت چندانی هم برای خرجش ندارند، در نتیجه پس انداز بیشتری عاید خانواده خواهد شد!

این وضعیت علاوه بر اینکه می تواند دست خانواده را برای بسیاری انتخاب ها (از چیزهای بزرگی مثل خانه و ماشین بگیر تا لوازم منزل و لباس و تفریح های گرانتر) بازتر بگذارد، به لحاظ روانی هم آرامش بیشتری برای زن و مرد به همراه خواهدداشت.

طبیعی است که وقتی یک موتور قرار است چرخ زندگی را بچرخاند، زن و شوهر بیشتر با سوالات نگران کننده ای مثل «مگر چقدر توان دارم/ دارد»، «نکند آخر ماه کم بیاوریم»، «خرج های غیرمنتظره را چه کنیم» و ... مواجه خواهند بود.

تجربه بیشتر

خانم های شاغل در طول روز با آدم های بیشتری سر و کار دارند و با پیشامدها، گرفتاری ها و چالش های بیشتر و متنوع تری به نسبت یک خانم خانه دار مواجه می شوند. برای سر و کله زدن با آدم ها، مدیریت روابط کاری و پرهیز از وقوع تنش در ارتباط های مختلفشان مجبورند روش های گوناگون تعامل و مدارا را کشف کرده و یاد بگیرند، احتمالا بیشتر از زنان خانه دار از مشکلات دیگر زوج ها مطلع می شوند و بیشتر در موقعیت مقایسه و پندگیری قرار خواهند داشت. تمام این یادگیری ها و تجربیات احتمالا آنها را برای مواجهه با مشکلات در زندگی خانوادگی شان آماده تر می کند و ترسشان را از مواجهه با مسائل کمتر خواهد کرد. این تجربه قطعا در زمان تربیت بچه هم کمک خوبی خواهد بود.

سوژه های گفتگوی گسترده تر

یکی از مشکلات رایج در زندگی زناشویی، روزمره شدن رابطه و از تب و تاب افتادن و بی حرف ماندن زوج هاست. وقوعت این وضعیت در زوج هایی که خانم خانه دار است، محتمل تر به نظر می رسد (دقت کنید؛ داریم از «احتمال» حرف می زنیم، نه یک وضعیت قطعی!) مثلا در همین راستا، می توانیدیک بار زندگی یکنواخت و تکراری طاهره (هنگامه قاضیانی) را در «به همین سادگی» دوباره مرور کنید.

حتی در حالتی بدبینانه اگر فرض کنیم حرف های مشترک هر زوجی بالاخره یک روز ته می کشد، درباره زوج های هر دو شاغل، این اتفاق دیرتر خواهد افتاد. در زندگی که زن هم مانند مرد شاغل است، خانم نیز به اندازه آقا از صبح تا شب در معرض جریان های اطلاعاتی مختلف دارد.

اتفاقا تقاتبل تعریف بیشتری را در طول روز خواهد دید و شنید که تمامشان امکان شکل گیری گفتگو با همسر را بالاتر می برد. این خانم ها احتمال هر شب چند خاطره از همکارشان که با شوهرش دعوا کرده، رئیسشان که روز به روز بیشتر روی اعصاب می رود، کم شدن اضافه کارها، شلوغی خیابان، نظرات همکارانشان درباره یک رویداد سیاسی و اجتماعی و ... خواهند داشت که هر کدام سوژه ای جذاب برای ایجاد ارتباط کلامی با همسر می سازد (هر چند خستگی و کم حوصلگی - که در بخش «تهدیدها» بهشان خواهیم پرداخت - روی خط سکته شاغل بودن است و شاید باعث شود با وجود سوژه برای صحبت کردن، باز طرفین به کم حرفی یا سکوت تمایل بیشتری نشان دهند).

تهدیدها

آزادی عمل محدودتر

طبیعی است که وقتی زن و مرد هر دو مشغول به کار هستند (در شرایطی که خودشان صاحبکار محسوب نمی شوند)، فارغ از اینکه در منزل با چه مشکلات و مسائلی مواجهند، مجبورند از قوانین و مقررات مربوط به کارشان تبعیت کنند. در نتیجه ممکن است در زمان هایی خانم خانه مجبورند به ماندن تا دیروقت و اضافه کاری اجباری شود، یا نتواند برای سفر آخر هفته مرخصی بگیرند، یا این امکان را نداشته باشد که هر زمان اراده کرد (ید)، مهمانی بدهد و برود و محدودیت هایی از این قبیل.

این همسرها بیرون از خانه هم رئیسی دارند که ممکناست گاهی از خانه دورشان کند یا شرایطی را پیش بیاورد که خیلی به مذاق آقا خوشایند نباشد. این مسئله به خصوص زمانی دردسرساز می شود که شوهر نتواند این موضوع را تحمل کند که همسرش از کس دیگری بیرون از محیط خانواده دستور بگیرد.

اما به هر حال وقتی آقای محترمی از داشتن امنیت خاطر اقتصادی بیشتر محظوظ هست و به سری در بین سرها بودن همسرش می بالد، باید اینها را هم بپذیرد کار زن نیز به همان اندازه کار مرد جدی است و قوانینش معتبر و واجب الاجرا!

حوصله کمتر

این هم یکی دیگر از تهدیدهای دو موتوره کار کردن است. همان قدر که شاغل بودن زن، نیازش به همسر را برای پر کردن خلأهای عاطفی اش کمتر می کند و تنش های احتمالی را کاهش می دهد، می تواند باعث دور شدن تدریجی زن و مرد از یکدیگر هم بشود. البته نه اینکه مسئولیت گرم نگه داشتن کانون خانواده همیشه با زن باشد اما در شکل سنتی خانواده که خانم ها همیشه خانه دار بوده اند، این توقع بیشتر متوجه زن ها بود. به هر حال یکی باید انرژی بیشتر و حواس جمع تری در این رابطه داشته باشد و از آنجایی که آقایان به طور معمول و سنتی، بیشتر در نقش شاغل فرو رفته اند، معمولا این نقش را متوجه خانم ها می دانند.
 
منتها در عمل، و در شرایطی که هر دو نفر مشغول به کار بیرون اند، احتمال اینکه زن هم مانند مرد بی حوصله و کم انرژی باشد زیاد است ، و اگر زوجین نسبت به مسئله بی تفاوت باشند و راهکاری برای کنترلش نیندیشند، شاید خدای ناکرده به مرور و با گذشت زمان، قضیه به جاهای ناگوار برسد.

فرسودگی بیشتر

هر چقدر هم بخواهید تقسیم کار عادلانه بکنید و فهرست بنویسید و چک لیست بسازد، باز هم اغلب زن ها با وجود اینکه دوش به دوش مرد خانه کار می کنند (ولو با دریافتی مالی کمتر)، خودشان را مسئول بخش قابل توجهی از کارها و وظایف خانه داری می دانند. کاری به «خودشبختانه یا متاسفانه»اش نداریم اما این نگاه به طور عرفی در جامعه وجود دارد و به تبعش، زن ها سهم بیشتری از پخت و پز و رفت و روب و ... در منزل را برعهده می گیرند.

در نتیجه خانم بعد از اتمام کار بیرون، تازه شیفت دوم کاریش (آن هم به صورت فشرده) شروع می شود و به قول رویارویی «کاغذ بی خط». «باید سه مرتبه بشوره و بسابه و بپزه. تو می تونی سه دفعه پشت سر هم بگی می شورم و می سابم و می پزم؟».

اگر طفل دلبندی هم از راه برسد و بعد از آب و گل درآمدنش، خانم بخواهد باز سر کار برود، یک شیفت مضاعف دیگر به این دو شیفت اضافه خواهد شد و عملا مجبور به انجام وظیفه در سه شیفت طاقت فرسا و سنگین می شود. واضح است که چنین آدمی فرصت کمتری برای رسیدگی به خود و استراحت خواهد داشت و این مسئله ممکناست او را دچار استرس دائم، ناامیدی، افسردگی و حتی احساس پیری زودرس می کند.



 

کدام دسته از زوج ها رابطه جنسی موفق تری دارند؟

نوشته: مسعود نودوشنی | تاريخ : 11:36 AM - یک شنبه 20 بهمن 1392 | نظر (0)

0
رابطه جنسی مهم ترین اصل زندگی زناشویی است. بسیاری از زوجین در این رابطه  موفق هستند و بسیاری نیز مشکلات بسیاری در این مورد دارند. برای داشتن رابطه جنسی خوب کافیست نکاتی را رعایت کنید. نکاتی که بسیار ساده اما تاثیر گذار هستند. در این مطلب به معرفی برخی از این نکات می پردازیم.

افرادی در رابطه جنسی شان موفق هستند که:

- شناخت خوبی از بدن خود و جنس مخالفشان دارند.- اطلاعات لازم برای برقراری ارتباط جنسی صحیح را دارند.

- نحوه محافظت از خودشان را چه از لحاظ روحی و چه از لحاظ جسمی می دانند.

- شناخت لازم از روحیه طرف مقابلشان را دارند که بتوانند با او به راحتی و بدون ترس از اینکه مورد قضاوت قرار بگیرند (به عنوان مثال سرد مزاجی برای خانم ها و عدم داشتن مهارت های مردانه برای آقایان) احساساتشان را با هم در میان بگذارند.

بتوانند درخواست کنند که رابطه جنسی در شرایط دیگری و یا در وقت مناسب تری انجام بشود. با صحبت کردن، از یکدیگر در مورد بدن یکدیگر و اینکه چه کاری برایشان لذت بخش و یا ناخوشایند است یاد بگیرند.

- بهترین راهنما در مورد مسائل جنسی بخصوص در مورد کلیات آن، منابع موثق آموزشی است.
پس از آن شخص می تواند بنابر خواست و یا نیاز خود و یا شریک جنسی اش جزئیات رابطه را شکل دهد. فیلم های پو -رنو می توانند جزو گمراه کننده ترین منابع کسب اطلاعات در این موارد باشند.



 

چک کردن گوشی همسر کار درستی است یا غلط؟

نوشته: مسعود نودوشنی | تاريخ : 11:35 AM - یک شنبه 20 بهمن 1392 | نظر (0)

0

چک کردن گوشی همسرتان باعث می‌شود احساس بدی پیدا کنید اما نمی‌توانید جلو خودتان را بگیرید.
درمورد میل شدید و وحشتناک به چک کردن گوشی موبایل همسر و درست یا غلط بودن آن با یک روانشناس صحبت کرده‌ایم.

از بیشتر کسانی که به من برای مشاوره مراجعه می‌کنند شنیده‌ام که خیانت همسرانشان از طریق اس‌ام‌اس، ایمیل و فیسبوک بوده است. من باور ندارم که این روش‌های ارتباطی باعث باز شدن فضا برای خیانت می‌شود. فقط  گرفتن مچ آدم‌ها را آسان‌تر می‌کند.

بعضی‌ها نمی‌توانند جلو خودشان را برای چک کردن‌های مداوم بگیرند. ارباب رجوع‌هایی داشته‌ام که موبایل‌های همسرانشان را چک می‌کرده‌اند. بیشتر‌آنها زن بودند و اکثرشان بعد از اینکه یکبار مچ همسرشان را در خیانت گرفته بودند به این کار روی آورده‌اند. اعتماد بین آنها شکسته شده و اضطراب زیادی درمورد رابطه‌شان دارند. چه موضوع این باشد چه نباشد، کسی که مدام همسرش را چک می‌کند دچار عدم امنیت و مشکلات مربوط به اعتمادبه‌نفس است.

در مواردی که کسی قبلاً به آنها خیانت کرده و همسر کنونی‌شان کاملاً معصوم است، موقعیتی بسیار ناعادلانه ایجاد می‌شود. زوج‌هایی را دیده‌ام که مرد کاملاً به همسر خود وفادار بوده اما باز هم همسر او مدام در حال چک کردن او بوده است. بعضی اوقات وقتی زنی نمی‌تواند به اضطراب خود غلبه کند، شکافی بین آنها ایجاد می‌کند و رابطه بر هم می‌خورد.

خیلی وقت‌ها هم مردهایی کاملاً وفادار را دیده‌ام که فقط بخاطر اینکه همسرشان بی‌اندازه آنها را متهم به خیانت کرده است، دست به خیانت زده‌اند. آنها به نقطه‌ای رسیده‌اند که فکر کرده‌اند وقتی اینقدر باید برای کاری که نکرده‌اند متهم شوند، پس بهتر که آن کار را انجام دهند. در چنین مواردی خیلی ناراحت‌کننده است که ببینیم ترس از خیانت همسر باعث شده که بدترین ترس او به واقعیت تبدیل شود.

وقتی اعتمادی شکسته می‌شود، دوباره اعتماد کردن خیلی سخت است. همه چیز به گرفتن یک تصمیم هوشیارانه از اعتماد به کسی برمی‌گردد. باید از خودتان بپرسید، شفافیت در یک رابطه به چه معناست؟ آیا چک کردن گوشی‌های همدیگر نشانه شفافیت است یا عدم امنیت؟ این چک کردن‌های مضطربانه  هیچ جایی در یک رابطه شفاف ندارد.

وظیفه من بعنوان یک متخصص مشاور این است که به این افراد پارانوئید کمک کنم بتوانند دوباره اعتماد کنند. یک راه برای انجام این کار این است که کمکشان کنم بفهمند که وقتی با بی‌اعتمادی به کسی نگاه می‌کنند، همه چیز مشکوک به نظر خواهد رسید. حتی اگر ایمیل‌های خودمان را مشکوکانه چک کنیم، بالاخره یک ایمیل مشکوک پیدا خواهیم کرد. اگر نگاهتان اینطور باشد هر نوع صحبتی را ممکن است تیک زدن ببینید. اگر به دنبال پیدا کردن سند و مدرک برای شیطنت همسرتان هستید، مطمئناً آن را خواهید یافت.

من زوج‌ها را تشویق می‌کنم که به جای این، سعی کنند مچ همدیگر را در مواقعی که کار خوبی انجام می‌دهند بگیرند. گرفتن مچ همدیگر در مواقعیکه کار بدی انجام می‌دهیم هیچ عاقبت خوشی ندارد و هیچکس هم دوست ندارد بداند که کسی او را مدام کنترل می‌کند.

همچنین اگر کسی بخاطر اینکه همسرش قبلاً به او خیانت کرده است، مدام او را چک کند، من طرف او را می‌گیرم. غلبه بر شکسته شدن اعتماد کار بسیار سختی است. فردی که خیانت کرده است باید بداند که او مسئول به وجود آمدن این پارانویا و شکاکیت است و به همین دلیل نمی‌توانند به چک کردن‌های مداوم همسرش اعتراض کنند.

اما اگر کسی عادت به چک کردن همسر خود دارد بدون اینکه قبلاً خیانتی صورت گرفته باشد، به این معنی است که اعتماد به نفس بسیار پایینی دارد. احتمالاً نگران هستند که اگر مراقب نباشند، همسرش فردی جذاب‌تر از آنها پیدا کند. خیلی‌ها را دیده‌ام که با این نوع حسادت‌ها همسرانشان را از خود دور کرده‌اند. پس مراقب باشید: اگر شما هم اهل اینطور چک کردن‌های آزاردهنده هستید، فقدان اعتماد شما می‌تواند به خیانت همسرتان در آخر منجر شود.

اگر زوجی با چنین موقعیتی پیش من بیایند، به آنها خواهم گفت که رابطه‌شان روی یک زمین لرزان است. به آنها می‌گویم که «دست بردارند، یا از این چک کردن‌ها مداوم و یا از رابطه‌شان.» بودن در رابطه‌ای که نتوانید اعتماد کنید هیچ ارزشی ندارد.

در یکی از افسانه‌های یونانی خوانده‌ام که خدای عشق گفته است، «عشق در جایی که اعتماد نیست نمی‌تواند وجود داشته باشد.» من با او موافقم. اگر نتوانید به همسرتان اعتماد کنید، چهار انتخاب دارید: یا به آن رابطه خاتمه دهید و کسی را پیدا کنید که بتوانید به او اعتماد کنید؛ یا تصمیم بگیرید که دوباره به همسرتان اعتماد کنید؛ یا تصمیم بگیرید که ساکت بمانید و بی‌اعتمادی‌تان را فقط پیش خودتان نگه دارید؛ و یا برای حل مسائل و مشکلات بی‌اعتمادی‌تان از متخصص کمک بگیرید.




 

تست و شخصیت شاسی برای شناسایی افراد فوضول

نوشته: مسعود نودوشنی | تاريخ : 11:34 AM - یک شنبه 20 بهمن 1392 | نظر (0)

0
فضولی، کنجکاوی یا هر اسمی که رویش بگذارید، از آن حس هایی است که همه تجربه می کنند، بعضی بیشتر، بعضی کمتر! از آنجا که معمولا یاد می گیریم فضولی کار خوبی نست، خیلی با این حس خودمان مبارزه می کنیم، برای مثال توی دلمان به خودمان می گوییم: «آخه به تو چه؟» ولی فضولی همیشه هم بد نیست. بعضی وقت ها اصلا باید فضولی کرد. اگر مثل خیلی ها دائم با حس فضولی خودتان درگیرید.

نزدیک ظهر بود که بالاخره رسیدم به دفتر. از بس عجله کرده بودم فرصت نکرده بودم لباس مرتبی انتخاب کنم و به قیافه ام هم برسم. داشتم برگه های روی میز را ورق می زدم که باز سر و کله خانم فضول دفتر پیدا شد؛ «دیر رسیدی خانوم، کجا بودی؟» با لبخند زورکی جواب دادم: «کار اداری داشتم.» پرسید: «چرا اینقدر آشفته ای؟ نکنه خواب موندی؟ ندیدم بیای بری آشپزخونه، باز بی ناهار موندی؟» همکارم را دیدم که از پشت میزش می خواست به من بفهماند که جوابش را ندهم.

در دلم گفتم: «رییس که برگه مرخصی را امضا کرد اندازه این نپرسید کجا بودی!» خیلی جلوی خودم را گرفتم که جواب ندهم. از رو نرفت. بعد از چند دقیقه منتظر ماندن، بالاخره آسانسور رسید. خوشبختانه خلوت بود. طبقه بعدی نمی دانم چه خبر بود که همه به جز یک پیرمرد پیاده شدند. همین که در آسانسور بسته شد، احساس کردم پیرمرد در خودش مچاله می شود. البته سرپا ایستاده بود و چیزی نگفت. خواستم بپرسم حالتان خوبه؟
 
آن وقت چی فکر می کرد؟ که من از توی آینه زل زدم و رفتار او را چک می کنم. پیشانی اش را گذاشت روی دستش. خب شاید از چیزی ناراحت باشد و نخواهد درباره اش حرف بزند. به خودم گفتم به تو مربوط نیست، کمک لازم داشته باشد خودش می گوید. بعد یادم آمد افراد وقتی دچار حمله می شوند شاید خودشان هم متوجه نشوند. حس دودلی خیلی بدی بود. تا آمدم تصمیم بگیرم، آسانسور ایستاد. صبر کردم اول پیرمرد پیاده شود. پایش را که گذاشت بیرون از آسانسور، روی زمین ولو شد و چند نفر دویدند سمتش. چپ چپ به من نگاه می کردند. احساس کردم به نظرشان سردترین و بی تفاوت ترین آدم روی زمین می رسم. واقعا چرا زودتر کاری نکردم؟ اگر دیر شده باشد چه؟

فضولی ذاتی است یا یادگرفتنی؟
 فضولی یا کنجکاوی، در واقع یک احساس ذاتی درونی است که آن را به وفور دریچه های کم سن و سال می بینید. همه دوست دارند از آنچه نمی دانند سر دربیاورند. بچه ها هر سوالی ممکن است بپرسند یا به هر چیزی سرک می کشند اما به مرور زمان، قوانین زندگی اجتماعی را یاد می گیریم، حریم خصوصی را درک می کنیم و زندگی خودمان هم جهت دارتر می شود؛ یعنی سعی می کنیم انرژی و وقت مان را صرف چیزهایی کنیم که به هدفمان بیشتر مربوط است. در نتیجه با گذشت زمان بیشتر و بیشتر یاد می گیریم که بیش از اندازه ای که اجتماع و خانواده برایمان تعریف کرده اند، کنجکاوی نکنیم.

از همین تعریف معلوم است که بسته به سبک زندگی خانواده و فرهنگ جامعه، حد فضولی متفاوت است. برای مثال در بعضی فرهنگ ها، اینکه از کسی بپرسی چقدر درآمد دارد خیلی عادی است اما در بعضی فرهنگ ها فضولی و رفتاری زننده است.

مرز باریک خبر گرفتن از یکدیگر و فضولی
 در عین اینکه هر روز با مدرنتر شدن زندگی، فضولی را ناپسندیده تر می دانیم، بیشتر و بیشتر هم درگیر شبکه های اجتماعی می شویم که حریم خصوصی خیلی در آنها معنایی ندارد. واقعا دو دلی سختی است که آدم دائم و هر روز دچارش می شود: اگر نپرسم، می گویند صمیمی نیست، برایش مهم نیست، توجه نمی کند و … اگر بپرسم، فکر می کنند من آدم فضولی هستم، جواب سربالا می دهند، سرسنگین جواب می دهند و …

در واقع فقط کسی که می خواهد بپرسد بلاتکلیف نیست، کسی که می خواهد جواب بدهد هم گاهی نمی داند به این سوال باید صمیمانه و راحت جواب بدهد یا طوری به طرفش بفهماند که وارد حریم خصوصی من نشو! همین بلاتکلیفی در به اشتراک گذاشتن اطلاعات در دنیای مجازی هم دیده می شود. در نهایت شاید کاربردی ترین جواب این باشد که قانون کلی وجود ندارد.
 بسته به فرد، نوع رابطه و موقعیت، تعریف صمیمیت و فضولی می تواند مرتبط باشد. پس قبل از هر چیزی باید سطح دوستی و ارتباطت را معلوم کرد.

چرا سوالات بعضی ها انگار فضولی نیست؟
 تعریف فضولی به نوع شخصیت هم ربط دارد. بعضی ها خیلی برونگرا و پرشور و پرهیجانند، همه جا با سروصدا همه چیز را اعلام می کنند و خیلی هم با هیجان حرف می زنند. این افراد معمولا وقتی سوالی می کنند، زیاد به بقیه احساس فضولی کردن نمی دهند. شاید چون خودشان هم چنین تصویری ندارند اما برعکس آدم هایی که خیلی آرام و منطقی به نظر می رسند و بی دلیل حرف نمی زنند، اگر همان سوال را بکنند، هم خودشان عذاب وجدان فضولی کردن می گیرند، هم به بقیه این حس را منتقل می کنند که این سوال سوالی معمول برای پرسیدن نبود. پس اگر آدم فضولی هستید، سعی کنید شلوغ و پرهیاهو و شاد هم باشید!

شاعری به نام فضولی
 ملا محمد بن سلیمان بغدادی (۱۵۵۶-۱۴۸۳) از شاعران سده دهم هجری است. او در بغداد پرورش یافت. او سه زبان ترکی، فارسی و عربی را می دانست و به هر سه زبان هم شعر سروده است اما چرا تخلص «فضولی» را انتخاب کرده؟ او این تخلص را به معنای عربی آن به کار می برد؛ یعنی «زبان دراز و مداخله کننده در کاری که به او مربوط نیست». در مقدمه دیوان اشعارش به زبان فارسی می گوید: «خیال کردم اگر تخلص مشترک اختیار نمایم در انتساب نظم بر من حیف رود. اگر مغلوب باشم و بر شریک ظلم شود اگر غالب آیم. فضولی تخلص کردم و از تشویش ستم شریکان پناه به جانب تخلص بردم و دانستم که این لقب مقبول طبع کسی نخواهد افتاد که بیم شریک او به من تشویشی نتواند داد.»

۷ گام مدیریت فضولی

۱- احساس فضولی تان را کشف کنید
 اگر بی قرار شدید چیزی را بدانید، با خودتان روراست باشید و بپذیرید که دارید فضولی می کنید و می خواهید اطلاعاتی را بدانید که مربوط به حریم شما نیست.

۲- احساس فضولی تان را بپذیرد
 خیلی ها به محض اینکه حس می کنند قرار است فضولی کنند، مثل والدینی که سر بچه شان فریاد می کشند، شروع می کنند در ذهن شان سر خودشان داد زدن، که چرا فضولی می کنی؟ به تو مربوط نیست و … بنابراین احساس فضولی تان را بپذیرد. برای اینکه بتوانید تصمیم درستی بگیرد، نباید با خودتان مشاجره درونی کنید. زیرا بر رفتار بیرونی تان اثر می گذارد. آن وقت ممکن است زیادی ساکت شوید؛ طوری که در آن جمع خیلی از سوال کردنتان بدتر باشد!

۳- حواستان به زبان بدنتان باشد
 رفتارها گاهی بیشتر از زبان نشان می دهند که در فکرتان چه می گذرد. زل زدن از آن رفتارهایی است که موقع فضولی خیلی خودش را نشان می دهد.اگر هنوز مشغول ارزیابی هستید، یا اینکه قصد ندارید فضول به نظر برسید، مراقب مدل نشستن و نگاهتان باشید. بهتر است خودتان را به کار دیگری سرگرم کنید. اگر مشغول صحبت با دیگری شدید، هی برنگردید و سوژه فضولی تان را برانداز کنید!

۴- موقعیت را بررسی کنید
 وقتی توانستید احساس فضولی خودتان را به رسمیت بشناسید، می توانیدبه ارزیابی موقعیت بپردازید. آیا این نوع سوال ها در این جمع مرسوم است؟ آنچه می خواهید بپرسید خیلی شخصی و خصوصی است؟ می توانیدفرض کنید اگر کسی در همین جمع همین موضوع را از شما سوال کند، شما چه احساسی خواهید داشت. اگر رنجیده می شوید، یا بهتان برمی خورد، شما هم نباید بپرسید. همه مثل شما نیستند، پس کمی هم باید به شناختی که از فرد مورد نظر دارید، رجوع کنید.

۵- میزان مفید بودن خود را ارزیابی کنید
 گاهی موقعیت بین فردی است. برای مثال دو نفر بحث می کنند، در این موارد باید از خودتان بپرسید که مداخله شما چه کمکی می تواند بکند. آیا شرایط را بهتر می کند؟ مداخله شما همه چیز را علنی می کندیا باعث دلخوری می شود؟ اگر آنقدرها مفید نیست، از کنجکاوی زیاد و زل زدن به آنها بپرهیزید و حتی جایتان را هم عوض کنید. مگر اینکه حس کنید خطری در این بحث ها هست که بهتر است در همین نزدیکی باشید!

۶- موارد اضطراری را سریع شناسایی کنید
 در مواردی عدم مداخله دیگری می تواند سلامت و زندگی یک نفر را به خطر بیندازد. برای مثال وقتی کسی حالش خوب نیست، وقتی دو نفر مشغول دعوا هستند، یا وقتی کسی آنقدر خشمگین است که کنترل رفتارش را از دست داده است، یا … در این موارد، حتی فکر فضولی را هم نکنید. پای سلامتی یا حتی جان یک انسان در میان است. هر کاری از دست تان برمی آید انجام دهید؛ البته زیاده روی نکنید.

۷- بیان و زبان بدن مناسب داشته باشید
 اگر با صدای آهسته، با سر خم شده یا دهان کج شده سوال کنید؛ یعنی خودتان هم قبول دارید که در حال فضولی هستید، سریع به دیگری هم این احساس را منتقل می کنید. در عوض اگر خیلی معمولی بایستد، دستانتان از هم باز باشند، احساس راحتی داشته باشید، لبخند بزنید و حتی اگر خیلی صمیمی هستید، چشمگی بزنید، طرف مقابل احساس راحتی می کندو ممکن است بیشتر نیاز فضولی تان برطرف شود!

تست!

شما چقدر فضول هستید؟!
۱- تصور کنید صبح خواب مانده اید و دیرتان شده است. هنگام خروج از خانه در همسایگی صدای دعوا می شنوید. آیا می ایستید تا ببینید موضوع از چه قرار است؟
 بله (۱۰)        خیر (۰)

۲- به منزل دوست تان رفته اید و او از اتاق خارج می شود. روی لپ تاپ او صفحه ای باز است که عکس فردی در آن جلب توجه می کند. آیا نگاهی به آن می اندازید؟
 بله (۱۰)        خیر (۰)

۳- در اتوبوس یا تاکسی نشسته اید و فرد کناری شما مشغول مطالعه است. در این شرایط چه می کنید؟

- به طور مستقیم به آنچه او مطالعه می کند خیره شده وشما هم همراه او مطالعه می کنید. (۱۰)
 - هر از چندگاهی نگاهی دزدکی می اندازید تا ببینید او چه چیزی مطالعه می کند.  (۵)
 - کاملا بی تفاوت رفتار می کنید. (۰)

۴- اگر شما بدانید که یکی از دوستانتان چیزی را از شما پنهان می کند، چه می کنید؟
 - هر طور شده سعی می کنید سر از کار او درآورید. (۱۰)
 - اگر صحبتی درباره آن پیش بیاید، کنجکاو می شوید. (۵)
 - رازهای دیگران، مسائل شخصی آنهاست و سعی نمی کنید وارد حیطه خصوصی آنها شوید. (۰)

۵- اگر در خیابان با یک مکان عمومی دیگر، دعوا یا تصادفی شود، نزدیک می شوید تا ببینید جریان چیست؟
 بله (۱۰)        خیر (۰)

۶- اگر در سالن سینما، یکی از دوستانتان را با فرد غریبه ای ببینید، کنجکاو می شوید که غریبه چه کسی است؟
 بله (۱۰)        خیر (۰)

۷- آیا معمولا درباره قیمت و محل خرید چیزهایی که دوستانتان می خرند پرس و جو می کنید؟
 بله (۱۰)        خیر (۰)

۸- کیف دیگران را بدون اجازه خودشان گشته اید؟
 بله (۱۰)        خیر (۰)

۹- اگر رمز لپ تاپ یا موبایل دوستانتان را داشته باشید، سری به اطلاعات آنها می زنید؟
 بله (۱۰)        خیر (۰)

۱۰- با دوست تان مشغول مکالمه تلفنی هستید که مجبور می شوید مدتی منتظر بمانید تا او پشت خطی اش را جواب بدهد. وقتی به مکالمه شما برمی گردد از او می پرسید چه کسی پشت خط بود؟
 بله (۱۰)        خیر (۰)

چطوربه خودم نمره بدهم؟
حالا امتیاز گزینه هایی را که انتخاب کرده اید با هم جمع بزنید:
اگر امتیاز شما بین ۰ تا ۳۰ باشد: شما اهل دخالت در کارهای دیگران نیستید. فکر می کنید مسائل خصوصی دیگران برایتان جالب نیست یا آنقدر به حیطه خصوصی آنها همیت می دهید که خودتان را مجا زنمی دانیدآن را مخدوش کنید. شاید هم آنقدر سرتان گرم است که وقت فکر کردن به مسائل دیگران را ندارید.

اگر امتیاز شما بین ۳۵ تا ۷۰ باشد: شما فرد کنجکاوی هستید اما تلاش می کنید زیاد در کارهای دیگران دخالت نکنید. اما گاهی اوقات این کنجکاوی آنقدر شدید است که نمی توانید جلوی خودتان را بگیرید و گاهی سرکی به کار دیگران می کشید اما این کار همیشگی نیست. اگرچه حواستان باشد زیاده روی در آن می تواند شما را دچار دردسر کند.

اگر امتیاز شما بین ۷۵ تا ۱۰۰ باشد: شما عاشق این هستید که همه چیز را درباره همه بدانیدو برای این کار هر چه از دست تان بربیاید انجام می دهید. شما از آن دسته افراد هستید که مراقب دیگران هستند و حتی بعضی مواقع به طور مستقیم از دیگران درباره مسائل خصوصی شان سوال می کنند. اگر شما به عنوان فرد فضولی در جمع دوستان و آشنایانتان معروف نشده اید، احتمال اینکه چنین لقبی به شما اختصاص پیدا کند بسیار زیاد است.



 
 

آخرين مطالب

» 22 علت منطقی برای ترک سیگار
» داروها و مکمل های جنسی حملات قلبی را افزایش میدهد
» فالگیرها چگونه از گذشته و آینده ما خبر می دهند؟
» فال خود را از روی موسیقی مورد علاقه ببینید
» مشکلات و خطرات پوشیدن شلوارهای تنگ و چسبان
» هر انگشت از دستتان چه چیزی را بیان می کند؟
» خانم خانه دار برای ازدواج بهتر است یا خانم شاغل؟
» کدام دسته از زوج ها رابطه جنسی موفق تری دارند؟
» چک کردن گوشی همسر کار درستی است یا غلط؟
» تست و شخصیت شاسی برای شناسایی افراد فوضول
» دلیل خشکی دهان در افراد چیست؟
» تفاوت میان IQ و EQ افراد در چیست؟
» علت تنوع طلبی جنسی زوجین در چیست؟
» چگونه مصرف بنزین ماشین را کاهش دهیم؟
» 40 عادت انسانهای موفق
» عـوامل افـسردگی در جـوامع امروزی چیست ؟
» 10 دلیـل خوب بـرای آنـکه حتـما ورزش کنیـم
» بهبود عملکرد جنسی با غذای مناسب
» شخصیت شناسی آدم های خوش سر و زبان
» نکات ضروری درباره اسپری و حالت دهنده‌های مو
» صاحبان کدام مشاغل خوش هیکل ترند؟
» 35 توصیه مفید جهت کاهش مصرف بنزین
» فرآیند کاهش وزن چگونه است؟
» نامه ای عاشقانه ولی تبلیغاتی
» منابع حاوی اسید فولیک
» عنصر آهن را فراموش نکنید
» فقر واقعی یعنی این...!؟
» غذاهای بسیار مهم در تناسب اندام
» چرا شام نمی‌خورید؟بسیار عجیب است
» مواد معدنی و ویتامین ها در میوه ها
» کاهش چین و چروک‌ های پوستی
» یائسگی خطر ابتلا به دیابت حقیقت دارد؟
» پارگی پرده صماخ چگونه اتفاق می‌افتد؟
» جویدن مداوم آدامس چه خطری دارد؟
» راهی برای از بین بردن اختلافات
» چرا باید تخم‌مرغ بخوریم؟شما می دانید؟
» شما هم عاشقید شدید ؟
» افکار و باور‌هایتان را تغییر دهید
» یک لیست کوچک تر تهیه کنید
» روزتان را با تمرکز بر روی خود شروع کنید
» اهمیت صحبت در جمع چیست؟
» وقتی دونفر از یکدیگر عصبانی هستند
» قلدرهای ارباب‌منش یعنی چه؟
» چرا مدیریت خانمها از آقایون بهتره ؟
» تاریخچه نام ایران
» فقط به یک شرط آرایش کنید!
» مشکلات مو چگونه رفع می شود
» مشکلات پوست چگونه رفع می شود
» روش های کم تهاجمی جراحی چاقی
» مزایای پلیسه معده را کاملا بدانید
» علت بیماری مردان فرانسوی چیست؟
» ایده هایی برای اطراف خانه
» ایده هایی برای بیرون از خانه
» اگر دمای بدنتان زیاد است بخوانید
» هنگام عصبانیت چگونه هستید؟
» شیوع استاندال چقدر است؟
» چرا نامش استاندال است؟
» چای كپك زده دوست دارید؟
» چرا زیر پوست شما آب نیست
» موهای‌تان کدر و شکننده می‌شود، دندان هاتان چی شده؟
» راه هایی برای بهبود روابـط با دیگران
» زنان زیبا برای سلامت مردان مضرند!
» 10 راز جاذبه که فقط خانم ها می دانند!
» هفت نکته پولی
» توصیه های مفید تغذیه ای برای سرما خورده ها
» با این جور پسران با احتیاط نزدیک شوید !
» یک نسخه جالب برای افسردگی!
» برای برطرف کردن نفاق چکار باید کرد؟
» تست روانشناسی مخصوص مجردها !
» شروع صبح زیبا با 15 جمله شگفت انگیز از دکتر وین دایر
» برای فراموش کردن گذشته های تلخ چه کار کنیم ؟
» چطور کودکان را مسئولیت پذیر کنیم ؟
» زیباتر کردن دکوراسیون منزل با طاقچه های دیواری
» روانشناسی جالب اعتماد بنفس
» آیا کودکمان رشد قدی مناسبی دارد ؟!
» شخصیت شناسی جالب براساس خوردنی های شب یلدا
» رابطه جوشانده‌ی گزنه با پوک شدن استخوان
» با شلختگی دختر کوچولوها چگونه برخورد کنیم؟
» توجه کامل را در خود بوجود بیاورید
» جلوگیری از ترک کف پا
» شیوه ی زندگی تان با اهداف
» 10 راز رسیدن به خوشبختی
» با این وسایل برقی می توانید راه بروید
» چگونه یک هفته خوب و طلایی داشته باشیم؟
» چگونگی برخورد با نوجوانان
» همسران به این شرط خیانت نمی کنند
» خوردن این غذاها افسردگی آور است
» 7 راه جالب برای دور ماندن از سرما
» ابتدا مادری کردن برای نامزد خود
» نماز استغفار را چگونه بخوانیم؟
» هوس برگر نمی کنی ؟ جدی جواب بده
» نقش آب در بدن ما انسانها چگونه است؟
» راههایی برای دوست داشتنی شدن !!
» چطور طوطی را دستی کنیم ؟
» بهترین صبحانه ای که مادران می توانند برای فرزند آماده کنند ؟
» اگـر پـسر نوجـوان در خانـه داریـد بخوانیـد ...!
» میوه های شب یلدا و خواص جالبش
» عاشقانه به هم نگاه کنید مهم است
» او از شام های رژیمی و سالم شما متنفر است